مطالب مرتبط

4 Comments

  1. 1

    نوید

    سلام چرا ما شیعیان مهر میگذاریم؟ایا پیامبر ص نیز اینگونه عبادت میکردند؟

    (۲)
    پاسخ
    1. 1.1

      لنا

      استفاده از مهر به این شکلی که الآن رایج است، شاید در زمان ائمه اطهار معمول نبوده، با این حال علت استفاده از مهر این است که:
      اولاً: مهر نزد شیعه موضوعیت ندارد؛ بلکه ملاک همان سجده بر خاک است و مهر وسیله‏ای است که سجده بر خاک را در هر جا و هر مکان سهل و آسان می‏سازد.
      ثانیا: عبادت توقیفی است و در اجزا و شرایط آن باید براساس قول و فعل شارع عمل کرد؛ چنان که خود پیامبر گرامی اسلام نیز فرموده‏اند: «صلّوا کما رأیتمونی اُصلی؛ آن سان که می‏بینید من نماز می‏خوانم، شما نیز نماز بخوانید».
      شرک آن است که سجده برای غیر خدا باشد ولی شیعیان بر خالق سجده می‏کنند، نه برای خاک. به عبارت دیگر شرک آن است که غیرخدا «مسجود» واقع شود نه مسجد (محل سجده) و مهر و خاک مسجد است، نه مسجود. برخلاف حرکت بت‏پرستان که بت‏ها را مسجود قرار داده و در پیشگاه آن ها کرنش و تواضع می‏نمودند. علاوه این که اگر سجده بر مهر شرک است پس سجده اهل تسنن بر فرش و سجاده هم شرک است.
      خلاصه اینکه تفکر شیعه آن است که سجده بر خاک و ساییدن پیشانی بر آن که نشانی از پایین‏ ترین چیزها است ، علامت نهایت ذلت و کوچکی انسان و اعتراف به عظمت خالق است.

      وقتی که سوال رو پرسیدید میخواستم جواب خودم رو بنویسم گفتم شاید ناپخته باشه به همین دلیل مقداری تحقیق کردم بنظرم این مطلبی رو که کپی کردم ، پاسخ جامع وکاملی باشه.

      (۱)
      پاسخ
    2. 1.2

      محمد

      سلام آقا نوید
      داداش پاسخ سوالت به طور خولاصه اینه که آن چه که قطعی است در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مهری به این صورت که الآن در میان شیعیان رایج است وجود نداشته است و آن حضرت بنا بر اتفاق شیعه و سنی بر خاک ، سنگ و حصیر سجده می کرده و هرگز بر فرش ، سجاده ، لباس و … که الآن اهل سنت بر آن سجده می کنند ، سجده نمی کرده است و سجده بر چنین چیزها از بدعت هایی است که در میان اهل سنت رایج شده است .
      اما پاسخ سوالت رو بطور دقیق توی لینک زیر راجعبهش بحث کرده و توضیح داده که میتونی مراجعه کنی :
      http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5232

      (1)
      پاسخ
  2. 2

    psk

    البته اگه بخوایم این فلسفه ها رو با محوریت مادی گرایی و تأثیر روی مادیت بدن یا فرد یا اجتماع بذاریم همیشه در تبیین این فلسفه ها و چرایی اعمال دینی شبهه وجود خواهد داشت. و هرگز از این راه فراری نیست.
    طبق قرآن بشر برای عبادت خدا خلق شده، یعنی برای عبد شدن «با اختیار خودش» و رسیدن به خدا. کاری که اهل بیت ـ هم حتی در حال حاضر و حتی در بهشت ـ در حال انجام اون هستن.
    حالا مسئله اینجاست که این عبادت کردن برای چیه؟ یا فلسفه اش چیه؟ حالا عبادت میخواد نماز خوندن باشه، روزه گرفتن یا حتی جهاد و یا حتی درس خوندن باشه.
    عبادت برای افزایش دَرک بنده نسبت به خدای متعال و احساس نیاز بیشتر به خدای واقعی هستش. در زندگی ما خدایان زیادی هست که ما نسبت بهشون احساس نیاز می کنیم و فرض مون بر اینه که اگه نباشن ما کارمون زمین میمونه، در حالی که «لا حول و قوه الا بالله». هیچ تحول و هیچ قدرتی (برای تحول) نیست الا اینکه از زیر نظر خدای متعال عبور میکنه. در واقع «حول» با «قوه» تکمیل میشه و ناظر به «قوه» هستش. یعنی همون همون ضرب المثل که میگه «برگ از درخت هم نمی افته مگر با اجازه خدا».
    حالا انسان برای چه باید به سمت چیزی غیر از منشأ کل حوادث و عوامل دست دراز کنه؟
    اصلا مگه غیر از خدا منشأ دیگه ای هم وجود داره که انسان بخواد به سمتش دست دراز کنه و ازش درخواست کنه؟
    پس می بینید که اصلا عبادت کردن طبیعی ترین حالتی هستش که انسان باید انجام بده و عادی ترین حرکتی که یه انسان میتونه ازش سر بزنه عبادت کردن خدا هستش.
    و از اینجا این سوال جواب داده میشه که فلسفه عبادت (هر عبادتی، نماز و …) دست دراز کردن به سمت تنها منشأ و تنها محل تحول و حرکت هستش و این یه امر کاملا طبیعی و عادی هستش. و معنی «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون؛ خلق نکردیم جن و انس را بجز برای عبادت» از این جا مشخص میشه، که اصلا هیچ جهتی جز خدا برای ابراز نیاز و تعبد وجود نداره و تنها پاسخگو به تعبد و ابراز نیاز انسان خداست. و عبادت برای خدا یک عمل کاملاً طبیعی هستش.
    و در واقع کسانی که خدا رو عبادت نمی کنن غیر طبیعی و غیر عادی هستن. برا همینه که خدا در قرآن به اینها میگه که عقل شون رو به کار نمیندازن، یا تفکر نمی کنن یا از این جور عبارات طعنه آمیز.
    مثل اینه که بگن به نور چه نیازی داریم! یا چرا به خورشید نیاز داریم! در دنیای بدون نور، در تاریکی مطلق انسان حتی دست خودش رو هم نمیبینه.
    فراموش نکنید که ماه هم حتی نور خورشید رو منعکس می کنه و از خودش نور نداره و اگه ماه نبود در شب تاریک هیچ فردی هیچ قدرت حرکت و تحولی نداشت. و خورشید، نبی مکرم اسلام و اهل بیت شون (علیهم السلام) هستن، خورشیدی که خداوند برای دنیای تاریک و بدون نورِ شرک و کفر خلق کرده و وسیله ای برای رسیدن ما به خدا.
    فراموش نشه که حتی اهل بیت هم مقصد نیستن، بلکه اونها حبل الله هستند، طنابی هستند به سوی خدا. همه چیز، همه مخلوقات وسیله ای هستند برای ما برای رسیدن به خدا، اما سریع ترین و دقیق ترین و مطمئن ترین مسیر و تنها مسیری که خداوند تضمین کرده رسول اکرم و اهل بیتش (علیهم السلام) هستن.
    و توسل به حضرت رسول و اهل بیت از این جاست. وسیله قراردادنِ تنها مسیر تضمینی از سوی خداوند متعال (حضرت رسول و اهل بیت شون (علیهم السلام)) برای رسیدن به خود خدا. این خورشید ها راه های تعبد (مثل نماز خوندن، روزه گرفتن، پرداخت خمس، تعلیم و تعلم و …) رو ـ با اجازه ای که از خدا دریافت کردند ـ به بشریت یاد میدن.
    پس ساده ترین و راحت ترین کاری که یک «عبد» باید برای عبور از تاریکی های مطلقِ شرک و کفر در دنیا برای رسیدن به خداوند بکنه تبعیت (محض) از حضرت رسول و اهل بیت ایشون هستش، چرا که خدا از این خورشید ها برای کار هدایت بشر به سمت خدا و حبل الله بودن «عهد» گرفته و این خورشیدها بر «عهد» خود استوار بودند و هستند. و ما الآن در زمان آخرین حبل الهی زندگی می کنیم و اصلی ترین وظیفه یک «عبد» عمل و دعا در جهت تعجیل در امر «فرج» و «ظهور» هستش.
    اللهم عجل لولیک الفرج.

    (۱)
    پاسخ

ارسال که پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *