مطالب مرتبط

One Comment

  1. 1

    محمدعلی نقلانی

    من گروهان شهادت بودم تو گردان این جور که در مورد حاج صمد نوشتین اصلا درست نیست.صمد عجله داشت؟!.بعد از خواندن نماز نشسته پشت خاکریز دوجداره در صورتی که شب با منورهای خوشه ای بنفش و سبز و سفید کاملا روشن بود از خاکریز سراازیر شدیم بعد از حدود بیست سی متر رسیدم و افتادیم تو یک کانال کم عمق و سینه خیز مسافت زیادی را رفتیم از زیر سیم خاردارهای حلقوی پشت خیز رد شدیم تا رسیدیم انتهای کانال. من سرتیم اول گروهان شهادت بودم برای همین پشت سر فرمانده گروهان برادر غفاری و بی سیم چی اش من بودم وقتی رمز عملیات و نام مبارک حضرت ابوالفضل العباس را در بی سیم گفتن دقیقا خاطرم هست. بعد غفاری گفت آرپی جی زن ها و تیر بار چی ها بلند شن و به سنگرها آتش بریزند… حاج صمد اعجوبه اطلاعات و عملیات سپاه بود.

    (۰)
    پاسخ

ارسال که پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *