مطالب مرتبط

6 Comments

  1. 1

    حسن

    وقاحت رو از حد گذروندن.
    شرم که ندارند. به قول امام حسین حداقل آزادمرد باشید.
    که البته به دلیل همون اتفاقات صحرای کربلا، این ها هم آزادمرد نیتسند.

    به قول آوینی
    در جمهوری اسلامی فقط حزب اللهی ها هستند که حق سخن گفتن ندارند

    و (از این جاش مال خودمه)
    هر بی دین و سکولاری و هر لیبرالی که دین را مانع رسیدن به اهداف خودش می دونه به خودش حق می ده که بیاد در انتخابات شرکت کنه، هم فکر های خودش رو در کابینه اش قرار بده، مستقیم جلوی رهبر این مملکت که هر چی نباشه تجربه بیشتری از اونها در دین و سیاست و نظام داره رو این طور مزحکه خودش بکنه.

    باید فکری کرد و عملی. باید انقلابی در انقلاب کرد، انقلاب فرهنگی.

    (۰)
    پاسخ
  2. 2

    فخر

    هرچی فکر مینم شباهت خیلی زیادی بین فوتبال و سینمای ایرانه :
    -توی هردوتاشون پولای کلان بیت المال بی حساب و کتاب عرضه میشه
    -هردوتاشون تنها چیزی که دارن فقط ادعا و توقع زیادی
    -توهر دوتاشون بدآموزی موج میزنه
    -مسیولین در راستای حمایت از قشر آسیب پذیرکاری با کارشون ندارن اونام هر کاری دلشون میخواهد میکنن
    -هیچ کدوم تاحلاش که برای این مملکت اسلامی فایده ای نداشتن

    (۰)
    پاسخ
    1. 2.1

      حسن

      یه چیز کوچولو
      “قشر آسیب پذیر” اشتباه هستش
      “مستضعفین”
      درست هستش.
      «مستضعفین» عبارتی فراجهانی و فرافرهنگی هست و اسلامی. یعنی “مستضعف” (پ ن ۱) از هر قشر و ملیتی و فرهنگی. که با نبوغ امام خمینی (ره) به مبانی انقلاب اسلامی ضمیمه شد تا به وسیله این عبارت ساده «اسلامی» را از »غیر اسلامی« جدا کند.
      اما
      عبارت “قشر آسیب پذیر” از بازی های فکری بعضی دسته های سیاسی بود که خیلی هم موفق بود و باعث عوض شدن و تغییر جهت فکری کشور شد.
      چطور؟
      این که به جای «به فکر “مستضعفین” بودن» باید «به فکر “قشر آسیب پذیر”» باشیم. در این بین “قشر آسیب پذیر” باید تعریف شود و هر تعریفیْ تعریف پذیر است. یعنی با گذر زمان و رفت و آمد دولت ها، معنا و مفهوم این عبارت تغییر می کند.
      پس، این قشر دائم در حال بازی خوردن هستند و پز و نانِ روشن فکری و حقوق بشری را افرادی دیگر.

      یکی از عوارض این تغییر جهت فکری جامعه به وجود آمدن این سوال هستش که
      «ما چرا باید به سوریه، فلسطین، افغانستان یا … کمک کنیم؟»
      خب اگه از دیدگاه “قشر آسیب پذیر” به این سوال نگاه کنید، این جواب در ذهن جاری میشه که:
      دقیقاً، چرا باید به یه عده آدم بی عرضه که نمیتونن حتی از کشور خودشون دفاع کنن کمک کنیم؟ هیچ سودی که برای ما ندارن هیچ، پول نفت ما را هم می از بین می برن

      اما اگه از دیدگاه “مستضعفین” به این سوال نگاه بشه این استدلال و جواب به ذهن میاد که:
      این سوال اصلا قابل طرح نیست و چرا نداره. آنها مستعضف هستند، مورد ظلم واقع شدند، و ما چون یکی از اعتقادات و مبانی فکری انقلاب اسلامی مان «کمک به مستضعفین» هستش، «باید» به این کشور ها و ملت های «مورد ظلم واقع شده» کمک کنیم. چون اگر نکنیم هم خیانت است به امام و رهبر و خون شهدا و هم نشان می دهیم که این مبانی فکری و اعتقادات برای ما بی ارزش شده و ما دیگر پایبند به انقلاب اسلامی نیستیم، یا، این «اسلامی بودن» این «انقلاب» را زیر سوال برده ایم.

      پ ن۱: “مستضعف”: کسی که مورد ظلم واقع شده و «ضعیف نگه داشته شده».
      حالا این ضعف هم مادی هست و هم معنوی و هم فکری. برای مثال بسیاری از اهل سنت «مستضعف فکری» هستند. چرا؟ چون به آنها اسلام واقعی ارائه نشده تا بتوانند تشخیص دهند که راه درست تشیع است. در واقع قدرت انتخاب و اختیار از آنها سلب شده. که اگر فردی (مثل آقای رائفی پور) این اختیار را به آنها بدهد و از این استضعاف خارج کند «و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً» اتفاق می افتد. مردم گروه گروه (مثل اهل سنت و مردم اروپا و امریکا) به دین اسلام و تشیع داخل می شوند.
      پس نتیجه می گیریم که اغلب مردم جهان در استضعاف فکری به سر می برند که اگر «حق» به آنها ارائه شود با دل و جان به «حق» گرایش پیدا می کنند.

      پ ن۲: “قشر آسیب پذیر”: به معنای افرادی هستند که به خاطر مشکلات شخصی، نقصان، ناتوانی خودشون و قوی نبودن (در جنگل دنیا) آسیب پذیر هستند و باید (از سر اجبار) هواس مون به اونها باشه.

      تشکر.
      همون!

      (۰)
      پاسخ
      1. 2.1.1

        samaneh

        سلام. ممنون .جالب بود.
        رحمت خداوند بر امام عزیز حامی واقعی و رهبرتمام مستضعفین جهان.

        (۰)
        پاسخ
  3. 3

    نسیم

    حالا ما جوونا باید چیکار کنیم ؟
    واقعا از این همه ظلم خسته ام ، از اون موقعی که این دولت ….روی کار اومده خیلی خون به دل ما کرده
    تا کی باید دندون روی جیگر بذاریم ؟

    (۰)
    پاسخ
    1. 3.1

      حسن

      خب دندون روی جیگر نذار.
      چرا میذاری؟
      مگه رهبرت بهت گفته دندون روی جیگر بذاری؟
      رهبر هم بگه، اون داره برای استمرار نظام اسلامی (که از اوجب واجبات هستش) و اداره یک مملکت ۸۰ میلیونی تلاش میکنه.
      و اگر رهبر هم دندون روی جگر می گذاره به خاطر نقص ماست که پا به پای او حرکت نمی کنیم و «گَهی تند و گَهی آهسته» می ریم.

      به نظرم سخت هست و یک راه ساده
      راه ساده و کوتاه مدت
      که چون فعلا وقت نداریم (خانواده، درس، چیز هایی که اسلام به اونها دستور داده) فقط در حد و زمینه ای که میتونیم، کار کنیم. مثلا در حد خانواده خودمون. اطلاعات بهشون بدیم، از هر دو طرف، هم خودی، هم دشمن. راست های خودی رو بگیم و دروغ های دشمن رو افشا کنیم. به هیچ وجه به دشمن دروغ نبندیم (چون در صورت فاش شدن دروغ ما اعتماد از ما سلب میشه). تحلیل افراد متفکر مثل اقای رائفی پور، عباسی، و باقی متفکران رو بهشون بدیم. ترغیب کنیم به اسلام و محور قرار دادن خودِ اسلام در نحوه فکر کردن و قضاوت درباره امور و نه اشخاص. و همچنین درباره دوستان مون.

      که صبر، صد درصد بلکه هزار درصد مستلزم کار فرهنگی کردن هستش. بسته به گستردگیِ موضوعِ بحث، شما باید انتظار نتیجه رو داشته باشید. طبق شناخت تون از افراد و خودتون برای برخی یکی دو هفته، برای بعضی یکی دو ماهه و برای بعضی افراد برنامه ریزی شش ماهه، یک ساله بکنید. بعضی ها مقدمه چینی لازم دارند و بعضی ها نه. یک سری اطلاعات پایه، مثل بدیهیات دین (اصول و فروع و …) و مسائل انسانی (عدالت خواهی، دوست داشتن کمک به ضعیف و …) رو فراهم کنید. خیلی از افراد فقط نیاز به تذکر دارند و بعضی ها نیاز دارند تا قفل ها براشون باز بشه.
      بعد از این مدت شما مطمئن هستید مخاطبِ کارِ فرهنگی شما از هر نظر شبهه یا سوالی نداره. بعد از این مدت شما فردی رو ساختید بصیر، فردی که می تونه از اسلام دفاع کنه و برای اسلام حرف بزنه. نه مثل بعضی افراد جامعه هر شایعه ای رو باور کنه، به هر کسی تهمت بزنه، و با هر نوای جدیدی برقصه.

      راه طولانی و سخت ترش هم
      وظیفه ما به عنوان یک شیعه (و نه ایرانی) اینه که کار فرهنگی کنیم. و صد البته و بلکه هزار البته، قبل از کار فرهنگی کردن ساختن خودمون هستش. یعنی من وقتی حتی نمی تونم با خونسردی جواب سوالات ساده ای که در رابطه با دین یا جمهوری اسلامی هستش رو بدم، من، «هنوز» توانایی کار فرهنگی کردن در جامعه رو ندارم. پس چکار کنم؟

      اول از همه باید روی اخلاق مون کار کنیم.
      فک می کنم نیازی نیست داستان مناظره اون «ملحد» و شاگرد امام صادق (علیه السلام) رو این جا تعریف کنم که آن «ملحد» از اخلاق شاگرد امام صادق (علیه السلام) شکایت کرد و گفت تو شاگرد او نیستی!!!!

      دوم اطلاعات جمع کنم. و اول از منبع خبر مطمئن باشیم (راست بودن خبر از هرچیزی مهمتره و بعضی وقت ها دروغ بودن خبر!) و البته از هر دو طرف خبر جمع بکنم، هم موافق، هم مخالف و دشمن.
      بعد تحلیل این اطلاعات «با قراردادن شاقولی به نام اسلام» و «نه افراد یا احزاب».
      (البته منظورم این نیست که سراغ افراد نریم چون همین افراد اسلام رو به ما نشون دادن، منظور اینه که فردی رو شاقول قرار ندیم که اگر روزی اون فرد رفتار و اعمالش عوض شد در قضاوت ما خلل ایجاد بشه)
      بعد نتیجه گیری.
      بعد تطبیق دادن این نتیجه گیری با احکام اسلام یا قواعد روز.
      اگر مطابق نبود. چک کردن اطلاعات، تحلیل و نتیجه گیری هستش تا نواقص کار دربیاد. دوباره نتیجه گیری. و دوباره.
      اگر مطابق بود. باید رفت سر این که از این مطالب جواب های سوالات رو بیرون کشیدن.
      جواب های قانع کننده (که مستلزم تسلط به موضوع سوال هستش).
      جواب هایی با سطح فکری مختلف. اگه یک دبیرستانی از شما سوالی کرد، جواب مختص سن و اطلاعات او، اگر دانشجو همچنین، اگر استاد دانشگاه، اگر پیرمرد، اگر پیرزن، زن، مرد، و مطمئناً یک جواب کلی و عام برای کلیت جامعه.
      کسی که بتونه و قابلیت این کار رو داشته باشه میتونه کارفرهنگی مؤثر در سطح جامعه بکنه.

      کار فرهنگی سخته؟ معلومه سخته. وقت میخواد، ثانیه های زندگی‌ت کمترین چیزی هستش که باید براش بذاری. آدم به راحتی که آقای رائفی پور یا عباسی یا … نمی شه. عمر، مال، خواب، خانواده، دوست، خوشی، اینها چیز هایی هستن که اگه لازم بشه باید فدای کار فرهنگی بکنی (البته طبق چارچوب و محدودیت اوامر اسلام).
      همین!

      (۰)
      پاسخ

ارسال که پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *